تبليغاتX
... حرف من ... حرف تو ... حرف ما ...

 

به نام خداوند دانای آشکار و نهان

 

به مناسبت مرگ دلخراش یکی از فرزندان میهن

<< خانم ندا آقا سلطان >>

دختری که اسباب دست فتنه گران شد

مرگ بر آنهایی که به نام آزادی انسانی را بی گناه فدای خواسته های شیطانی خود می کنند و از تصاویر او برای رسیدن به آنچه در اذهان مقشوش خود می پرورانند بهره می جویند .. مرگ بر آن بیگانگانی که تخم دشمنی را در دل تک تک مردم میهن می کارند .. آنهایی که هیچ گاه منافع خود را با حقوق بشر عوض نمی کنند .. آنهایی که در فلسطین و عراق و افغانستان گله گله و فوج فوج انسان می کشند و آن را دفاع از خود برای پیشگیری از خطر احتمالی برای سالیان آینده ی خود می دانند ..

آری .. مرگ بر آنان که خدا را از یاد برده اند .. شعار های زیبا دادن و در آب گل آلود ماهی گیری کردن کار هر کسی می تواند باشد .. اما عمل به گفته ها و شعارهای زیبا و چشم و گوش نواز ... وای که چه مشکل می نماید !!!!!

خداوندا .. شکایت به درگاه تو میبرم از شر هر نیک سیمای زشت سیرت .. همانان که شعار قانون گرایی شان گوش فلک را کر میکرد .. ولی در وادی عمل جز بی منطقی و بی قانونی از خود بجای نگذاشتند ..

به راستی تاریچ نقاب از چهره ی این زشت سیرتان نیک صورت بر خواهد داشت !!!

 

و مکر مکر الله و الله خیر الماکرین

(ادامه دارد)

حرفی مردانه از هادی در سه شنبه 1388/04/09 ساعت 18:56 | لينک ثابت |

 

بنام خداوند بزرگ .. یگانه توانای حکیم

سپاس خداوند مهربان را که حتی لحظه ای بندگانش را به حال خود وا نمی گذارد

 

رمضان الکریم هم رفت و ما را  با همه ی آنچه از خوبی نزدمان به یادگار گذارده بود ، تنها گذاشت .. ماهی سراسر برکت و نعمت ...

خدایا .. خدایا .. دیدم همه ی خوبی و زیباییت را در آن ماه زیبا .... خدایا .. خدایا .. چشیدم فراوان الطاف و رحماتت را در آن سفره ی بی انتها .... خدایا .. خدایا .. شنیدم ندای رسای فراخوانت را در آن کلام شیوا .... خدایا .. خدایا .. رسیدم کاروان راهی درگاهت را ، در آن مأمن دلها ...

خدایا .. خدایا .. خدایا .. خدایا 

*******

قرآن کریم

 

امسال در ماه براستی مبارک رمضان قرآن را با استفاده از نرم افزار المائده ۲ ، به طور کامل فارسی خواندم .. وای خدای من .. هر چه از درس زندگی بود را در آن یافتم !!.. احساس می کردم خدای بزرگ در حال سخن گفتن با من است !!.. پس چه شده مردمان را که از سخن خداوندشان روی بر می گردانند .. پس چه شده ما جوانان را که که حتی نام قرآن موجب فرار ماست ؟!!.. براستی ، این گریز از برای نادانی ماست ، یا این گنجینه را به ما بد معرفی کرده و می کنند ؟؟؟...

در سر در مسجد محل ، پارچه نوشته ای ست که اعلام می دارد : 

 " مراسم شبی با قرآن ....... " 

در این مراسم قرآن را با صدایی زیبا می خوانند .. اما خدایا .. اینها که فارسی زبانند !!.. چگونه می فهمند که شما چه می گویید ؟!.. چگونه پس از هر آیه ، تایید می کنند سخن شما را ، در حالی که کلمه ای از آن را نفهمیده اند ؟!.. 

خدایا .. دیدم و فهمیدم  که قرآن شما ، سراسر درس است و دانش .. آیا این مردمان از آنچه شما بر آنان می خوانید ، درس و دانشی نیز بر خود می افزایند ؟؟!..

قرآن کریم

وای خدایا .. این قرآن گنجینه ای ست از اسرار و دانش های زندگانی .. پس چرا من در بیست و سومین بهار زندگی ام ، برای اولین بار ، سخن زیبایت را درک می کنم ؟؟؟؟؟!!!!! چه کسانی مسئول شناساندن قرآن به من بودند ؟.. چگونه این قرآن را به من شناساندند ؟.. خدایا .. این قرآن که آن جملات کسالت آوری که هر صبح ، در صف مراسم صبح گاه مدرسه ام به ناچار می شنیدم  نبود ؟؟!!!!!!!!!!... پس چه شد که آن را کسالت آور شناختم ؟؟!!!... خدایا .. این قرآن آنی نبود که من می شناختم .. که اگر خوب می شناختم ، بسیار پیش تر از ۲۳ سالگی آن را درک می کردم ...

عشق الهی

ای پدران و ای مادران .. ای روحانیان و ای بزرگان .. ای مسئولان و ای دست داران ...... چه شده شما را که از قرآن تنها آوازش را به همگان می نمایانید ؟!!.. چه شده شما را که مسابقه های بی شمار ، برای به آواز خواندن هر چه بهتر قرآن ترتیب می دهید و جوایز فراوان ، برای صدایی زیبا که هیچ از آن درک نمی کنید ، پیش می کشید ؟!!.. چه شده شما را که از این کیسه ی پر از سکه ، صدای خوشش را نثار ما می کنید ؟!!!...

*******

ولی دوستانم .. قرآن ، آن نبود که به ما شناساندند !!.. براستی که قرآن درس همه ی زندگانی ست ، که همانا استادی را دارد ، که نقصی را بر دانش او ، وارد نیست ......

بخوان

پس ... قرآن را فارسی بخوانیم

 

( بنده از نرم افزار المائده ۲ استفاده کردم که تجربه ی فوق العاده ای بود .. در این نرم افزار ترجمه های مختلفی وجود داره که بنده ترجمه ی فولاد وند رو به دلیل ساده ، روان و گویا بودنش و البته تکمیل مناسب جملات توصیه می کنم . )

 

خدا رو چه دیدی ، شاید ، فردامون باشه بهشت

 

حرفی مردانه از هادی در پنجشنبه 1387/07/18 ساعت 1:50 | لينک ثابت |

 

بنام خداوند دانای حکیم .. او که اول است و آخر ..

او که یگانه رقم زننده ی هستی ست

 

مدتی هست که برای چند ساعتی تحول و زیبا بینی ، تماشای چندین باره ی اثری نمایشی از انسانی شبیه خودم را بر میگزینم .. اثری که همگان به آن فیلم می گویند .. در کشور ما بیشتر از آثار خوب فیلم ها و بویژه فیلم های خارجی ، از آثار بدشان سخن گفته شده و می شود ولی یافت می شود در میان این آثار ، فیلم هایی که به واقع جای تامل بسیار برای بینندگان باقی می گذارند !!...

بروس قادر

فیلم من .. فیلمی ست بنام  " بروس قادر :: Bruce Almighty " که بواقع بسیار خوب ، ظریف و زیبا ساخته شده .. معانی بیشمار این فیلم در پس داستانی ساده و روزمره نهفته شده که در ابتده ما را با یک اثر معمولی مواجه می کند .. حضوری بازیگری طناز همچون " جیم کری :: Jim Carrey " شاید در نگاه اول جلوه ای غیر جدی به اثر ببخشد ولی با پیش رفتن فیلم بیننده ی آگاه تصمیم می گیرد که به جیم در نقش جدید بپیوندد و او را در مسیرش همراهی کند !!...

تقریبا بسادگی می توان فهمید که این فیلم در مورد موضوع بزرگی همچون ارتباط با خدا سخن می گوید و آنهم از دریچه ای بسیار بسیار قابل فهم که حضور " جیم کــــــری " به عنوان بازیگر نقش اول خود ، گواهی بر درستی این بیان است !!...

بروس ("جیم کری") خبرنگاری ست شکست خورده که تقریبا در حال عادت کردن به این اوضاع است .. سرانجام شکست های پی در پی کار خود را کرده و حکم اخراج او بدستش می رسد و آنگاه این شکست خوده ی بزرگ است و این جهان نامهربان که خدایی دارد که هر چه بدبیاری را برای او پیش می آورد .. البته ادامه ی داستان که بسیار بسیار زیبا و جالب است و البته شیرینی داستان در قسمت پایانی اش نهفته شده که هر بیننده ای را به اوج می رساند ...

مورگان فریمن

شاید در فرهنگ ما جای چنین آثاری کاملا خالی ست .. ببینید که چند انسان از فرهنگ و ملتی متفاوت که حتی بعضی از ما ، آنها را کافر می خوانیم ، چگونه با یک اثر نمایشی بظاهر ساده ، چنین مفاهیم بلندی را منتقل می کنند .. انتقالی که بدون هیچ تـــعــــصـب و زیـــــاده روی و تنها با استفاده از یک تــمـثــیــــل ساده بـــیـــــان می شوند !!...

جنیفر آنیستون

آیا باید بخاطر تاپ غیر اسلامی " جنیفر آنیستون :: Jennifer Aniston " که بر آمدگی های بدنش را نمایان می کند و یا صحنه ی کوتاه معاشقه ی بیشتر خنده دار او و بروس (" جیم کری") ، خود را از درک مفاهیم بلند پشت پرده ی چنین آثاری محروم کنیم ؟؟!!...

بروس توانا (قادر)

امیدوارم این فیلم رو تجربه کنید !!!

 

خدا رو چه دیدی ، شاید ، فردامون باشه بهشت

به امید عشقی همیشه بهاری

 

حرفی مردانه از هادی در دوشنبه 1387/05/07 ساعت 17:51 | لينک ثابت |

 

بنام خداوند مهربانیها .. خداوند خوبیها .. و خداوند هر چه زیباییها ..

که ذره ذره وجودم ، شرمسار لطف و رحمت و حکمت و مغفرت ایشان است ...

 

لحظه ها و روزها از پس هم می آیند و از پیش چشمان می گذرند و جز یادی باقی نمی گذارند .. یاد و خاطره ای که گاه شیرین و دلنشین و گاه تلخ و ناگوار بر جای می مانند .. اما .......... 

آنچه در جامعه امروزی ما تقریبا به صورت یک ویروس همه گیر شیوع پیدا کرده منفی بافی است .. انگار منفی بافی و فرافکنی های سیاسی و اقتصادی مد شده .. بنظر بهانه های خوبی برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت و مقصر جلوه دادن زمین و زمان در آنچه پیش می آید هستند ...

     دولت باید فلان کار را میکرد ولی نکرد !!...

     احمدی نژاد فلان سیاست را دارد ولی نمی باست می داشت !!...

    حکومت فلان فعل را ممنوع کرده ولی اگر نمی کرد فلان چیز درست می شد !!...

حتی گاهی اوقات هوس میکنیم خدا را نیز مقصر جلوه دهیم .. درست است که بعضی عوامل مانند اقتصاد و وضعیت اجتماعی و رفاهی در آنچه بر افراد جامعه می گذرد نقش بسزایی دارد ، اما اینکه ما به این بهانه ها از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنیم و همه ی تقصیر را به گردن عوامل خارجی بیاندازیم در واقع به نوعی َ نقش خود را در آنچه بر ما می گذرد ، به ناحق ، نادیده گرفته ایم ...

حقیقتی که شاید همه ی ما با کمی تأمل به آن دست یابیم این است که ما ایرانیان انسانهایی تن پرور و کم کاریم که عادت کرده ایم با کم ترین تلاش بیشترین ها را بخواهیم ‌‌‌!!.. و البته جالب اینجاست که بدون توجه به ناکرده های خود ٬ زمین و زمان و حاکم و مردم و گاه خدا را مصوب نا خوشی ها می دانیم ...

برای رسیدن به هدف تلاش نمی کنیم و هنگامی که نتیجه ی دلخواه حاصل نشد می گوییم

" آقا خدا نخواست !!!!... "

 در حالی که خداوند حکیم بارها تأکید زیادی به قدرت اختیار انسان داشته .. خداوند تنها سر نخ می دهد و یافتن ادامه ی راه را به ما سپرده .. خداوند فرصت می دهد و استفاده از آن را به عهده ما گذاشته .. (و کیست که منکر فراوان یاری های خداوند باشد که در راه رسیدن به هدف به بندگانش ارزانی می دارد ..)  پس وظیفه ی ما تنها و تنها تلاش است و بس !!...

پس چرا آیه ی یاس ؟!!.. چرا فرار از میدان ؟!!.. چرا ضعف وسستی ؟!!..

بیا تا خود فردایمان را رقم زنیم

 

اینم عکس کاغذ چرک نویس این متن

دست خط من

... به امید عشقی همیشه بهاری ...

خواهش مردانه :

عزیزان من .. خواهش میکنم اصول حرف مردانه نویسی رو رعایت کنید ..

بحث و تبادل نظر = آری اما !!!غیبت سیاسی!!! = ممنوع
ببخشید که از این واژه استفاده میکنم (ممنوع)
دلم از دست اون بظاهر روشنفکرهایی که بنام مقدس ایران آیه ی یاس میسرایند و افکار سیاه را همچون گرد گل در آسمان می پراکنند خون ه !!!....
آخه ما میخواهیم زندگی کنیم و هیچ کس نباید این حق رو از ما بگیره!!!.. بنظرم !!غیبت سیاسی!! روح و فکر انسان رو مخدوش میکنه ...

 در میان نظرات داده شده تبادل نظر نسبتا جالبی صورت گرفته که پیشنهاد میکنم بخوانید و در صورت تمایل نظر بدهید !!....

 

حرفی مردانه از هادی در پنجشنبه 1387/02/26 ساعت 0:54 | لينک ثابت |

 

خدای من ... خیلی منو متاثر کرد این جمله ... زیباست و البته پرمعنا

 

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند

 

پرهايش سفيد ميماند، ولي

 

قلبش سياه ميشود....

 

دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست

 

اسراف محبت است.

 

 

دكتر علي شريعتي

 

چه می کنم ... خدا ... آیا به راستی محبت آنقدر بی ارزش شده که مردمان در خیابان ها در پی آنند ......

 

خدای من اگه خودم درکش نکرده بودم اینقدر به جانم نمی نشست .

 

 

 

 

حرفی مردانه از هادی در شنبه 1386/07/28 ساعت 0:2 | لينک ثابت |
بنام یگانه هستی بخش بی همتا .. او که بی منت میبخشد و جز سپاس نمی خواهد ..

سال نو مبارک .. بهار نو مبارک .. روز های نو مبارک .. فرصت های نو مبارک .. و

زندگی دوباره ات مبارک

امسال قرار بود برا تعطیلات نوروز بریم مسافرت .. مثل پارسال که رفتیم مشهد .. اما نزدیکای عید بود که همگی به دلیل شرایط خاصی که بوجود آمده بود تقریبا نا امید شده بودیم .. اما در عین نا امیدی ناگهان پدرم خبر داد که بلیت گرفته برا مشهد .. مشهد رو خیلی دوست دارم .. مثل اکثر مردم ایران نه به خاطر خود شهرش .. بلکه فقط به خاطر وجود گرانقدر امام بزرگوارم در اون .. امامی که وقتی وارد شهرش میشم وجودشو حس می کنم .. خذا می دونه سال قبلشم امامم منو برا زیارت پذیرفت وگرنه من اصولا از شهر مشهد متنفرم .. برا همینم هم برام تو مشهد موندن عذابه .. ولی امامم منو پذیرفت .. زیر بال و پرش بهم جا داد وو دلم رو آروم کرد .. روحم رو جلا داد و برگردوند به دیارم .. امسال هم که برام عجیب تر از پارسال .. وای خدای من .. ممنونم ........

خلاصه میکنم .. می خوام در مورد یکی از مواردی که دلمو درد آورد حرف بزنم .. چیزی که خیلی ها متاسفانه از کنارش به سادگی مگذرن ..

من وقتی نیت رسیدن به خدمت امام میکردم با تمام وجودم امامم رو صدا می کردم ..  بهشون میگفتم :

یا علی بن موسی الرضا . می خام بیام به خدمدتون

تو راه چشمانمو پاک نگه می داشتم .. وقتی وارد صحن حرم می شدم تمام سعیم رو می کردم که در محظر امامم چشمم رو به زیبا رویی نندازم .. بعضی وقتا هم سرمو یه جوری پایین می انداختم که صورتم زیاد پیدا نباشه تا توجه دختر یا خانمی رو جلب کنه .. وقتی وارد حیاط قدیمیه حرم می شدم و گنبد امام جلوم قرار می گرفت دیگه از خود بی خود می شدم .. هر لحظه حضور امام رو حس می کردم ........

 وارد حرم که می شدم از شرمساری و خجالت به خودم می پیچیدم .. منی که هیچم .. منی که گنهکارم ..منی که با کوله باری از جنایت به خدمت پاکترین بندگان خدا می رسیدم .. خیلی تلاش و تمرکز می کردم که نکنه یه وقت ساده بشه برام حضور در محظر امام ..  اینایی که تا اینجا گفتم تا زمانیه که هنوز ضریح مطهر رو ندیدم  ... حالا حساب کنین جلوی امام چه حالی پیدا می کنم .

ولی دلم رو بدرد آوردن مردمانه سطحی نگر و ساده لوحی که بزرگی مقام امام رو درک نمی کنن .. جهل .. آیا چیزی غیر از این می تونه مسبب این اشتباه بزرگ باشه .. کدوم دانایی در محضر امام اربده (عربده  ) می کشه .. زائر هاشو هل میده .. مگه زیارت کردن به دست زدن به ضریحه .. کی گفته که دست زدن به ضریح یعنی تبرک و تطهیر شدن و انتقال اون حس معنوی از جانب امام به زائر .. کی گفته آستین بالا بزن و دمپای شلوارتو بده بالا . کتت رو بکن . خودت رو گرم کن .. ۱۰ نفر رو زیر کن . پیر و جوون نکن و با هر زوری شده خودتو برسون به ضریح و بعد ................................

آقا . امام یکدفعه میاد پاکی تو وجودت دانلود می کنه . ها ..

نه  آقا .. به پیر . به پیغمبر اینطور نیست .. آقا نکن .. نکن .. به خدا زشته .. آقا فکرشو بکن .. این امام هشتم ماست .. اینجاست .. جلوته .. نزدیک تر از هر وقت دیگه ست .. اگه به جا امام رئیس جمهور بود همینطور رفتار می کردی .. شرط می بندم سراسر ادب و نزاکت و احترام می شدی .. آره .. رئیس جمهور .. وااااااااااااااااای رئیس جمهور کجا وووو امام کجا .. خدای من چه کار می کنیم ما ..

من معتقدم امامم زندست .. اون بدنی که زیره خاکه فقط چیزیه که ما انسانها درک می کنیم .. ولی اون چیزی که اصل وجود رو تشکیل میده روح ماست .. چطور می شه که من مهمان خانه ی امام مهمان نوازم باشمو تو خونش کارهایی بکنم که دور از شان امام باشه ...

یه گوشه واستادن .. حرکاتی سرتاسر ناشی از تواضع و احترام داشتن .. خواندن زیارت نامه ی پر معنای اون حضرت .. حرف زدن با امام .. توبه کردن .. برقرار کردن ارتباط قلبی با وجود مقدس امام .. همه ی اینا زیارتی پر بار و آرامش بخش رو به من هدیه می کنه .

 

من کمترینه زائرانه اون امام بزرگوارم .. امیدوارم امام رضا از اینکه اینطوری درباره مهمان هاش نوشتم ازم دلگیر نشه .. چی بگم ..

حرفی مردانه از هادی در چهارشنبه 1386/01/08 ساعت 4:49 | لينک ثابت |
سلام سلام سلام ... وااااای خیلی وقته که پست جدید اضافه نکردم ... اول کار که اینطوری باشه آخرش چی باشه دیگه خدا می دونه

روزهای خوبی رو نمیگذرونم .. خوب برا همه از این روزها وجود داره و نمی خوام بیشتر دربارش بگم ... راستی یکم بگم براتون از افکاری که این روزها زیاد تو ذهنم پرسه میزنن .. بیشتر این افکار حول محور اختلاف طبقاتی می چرخن .. بله .. درد بزرگ جامعه ی ما که همه یه جورایی میخوان ندید بگیرنش .. همه میدوند تا عضوی از آن چیزی باشند که فلسفه ی وجودیش دارای مشکله ... نمی خوام داستان پردازی کنم .. بحث رو با استفاده از یه مثال ساده اما رایج پیش میبرم ...

این مثال ساده همین موبایل خودمونه .. خوشبختانه امروز دیگه با وارد شدن شرکت های خصوصی به عرصه و رقابتی شدن فضای بازار سیم کارت این وسیله ی بسیار مفید در دسترس عموم مردم قرار داره .. اما به یاد بیارین اون روزهایی رو که کمتر کسی موبایل داشت .. حدود ۸ سال پیشتر ... موبایل در اختیار افرادی خاص بود و باهاش کلی پز میدادند .. البته یه وقت نگید پیش خودتون که این چرا اینطوری از قضیه برداشت می کنه .. من تمام جنبه های مثبت قضیه رو قبول دارم .. ولی مگم وقتی میشه یه کاری کرد که یه سری نا هنجاری تو اجتماع پیش نیاد چرا با انجام با تاخیرش کار خودمونو چند برابر کنیم .. اگه از همون آغاز ورود نام تلفن همراه به کشور مسئولیت اجرا و راه اندازی شبکه رو به چند شرکت خصوصی مثل همین ایرانسل واگذار میکردیم آیا واقعا اینهمه به مشکل می خوردیم و مردم مجبور بودن تو صف های دراز اداره ی پست از سر و کول هم بالا برن اونم برا اینکه یه سیم کارت بخرن که قیمتش ۱۰ برابر قیمت واقعیشه و تازه براشون شرط و شروط هم بزارن که اگه خوش شانس باشین ممکنه ۱ سال دیگه به دستتون برسه ... آیا واقعن اینهمه بال بال زدنا نیاز بود .. اینهمه وصله و پینه .. اینهمه ایجاد تفاوت بین مردم از لحاظ مالی .. بله تفاوت .. بالاخره هر کسی توان اینو نداره که سیم کارت ۵۰ هزار تومانی رو ۵۰۰ هزار تومان بخره ...

ببینید با یه فکر سنجیده تر میشد اینهمه انرژی رو مصرف نکرد .. و البته به تعداد نا هنجاری ها و مشاغل کاذب جامعه اضافه نکرد .

حرفی مردانه از هادی در دوشنبه 1385/12/14 ساعت 22:0 | لينک ثابت |
 

Submit Your Site To Over 50 Search Engines TODAY!

Submit Your Site for FREE!

URL

Email

Title

Keywords: