به نام خدای خالق عشق
بنام او که مهربانترین مهربانان است .. پروردگارا مرا به راه راست هدایت کن .. آیا این خواسته ی زیادی ست .. می دانم که برای شما هیچ هم نیست .. پس این بهترین خواسته را از شما می خواهم .....
و اما چند روزی ست که انسی بس عجیب با این متن گرفتم .. برای عزیزانی به نمایش میگذارم که روی دیگر سکه ی زندگی را در حال تجربه کردن هستند .. پس بخوان و بگوش جان نیوش کن ..........
*******
تو خوب مي داني که آن چاره ساز , آن خداي وسيله ساز , آنگاه که اميدها از همه جا قطع مي شود و هيچ کس دري نمي گشايد و دستي به ياري نمي آيد , حضور بي کران خود و رحمت آفرينش را بر تو متجلي مي سازد و به تو ياد آور مي شود که :
« اي انساني که به ظواهر چسبيده اي و حقايقي را که در باطن هر رويداد پنهان اند , نمي بيني ؛ لحظه اي باز ايست و تامل کن و بدان که اين من هستم که بي اذنم , قطره اي باران از هيچ ابري نمي چکد و هيچ برگي از شاخه جدا نمي شود و به زمين نمي افتد . »
*******

چند کلامی هم برای .....
پریشان خاطر آن آواره در صحرای گیسویت
هزاران شب خراب افتاده در کنج سر مویت
من از سمت سپاه عشق بازان آمدم سویت
که دلدیسم ، خجالت می کشد ماه از گل رویت
*******
دوستان خوب من .. تنها دلیل دیر بروز شدن بلاگ در این اواخر اینه که حرفی برای گفتن نداشتم .. به همین خاطر نخواستم مطلبی بی ارزش بگذارم و وقت با ارزش دوستانم رو بگیرم .. از اظهار لطف دوستان دوست داشتنی خودم هم خیلی ممنونم .. کاش لایق لطف شما باشم ..........
به امید عشق ...


