تبليغاتX
... حرف من ... حرف تو ... حرف ما ...

به نام پروردگار بی همتا


این روز ها جک بزرگ سیاسی حکومت امارات که خواب حاکمیت بر جزایر سه گانه خلیج فارس را در سر می پرورانند ، تبدیل به بحث داغ رسانه ها ، به ویژه رسانه های بدخواه شده است !!




امارات که به سختی می توان نام کشور را برای آن در نظر کرفت با تاریخی که حتی به عدد 50 سال نمی رسد ، این روز ها با پشتیبانی کشور های بدخواه ، مانند کفتار ، خیال شیر بودن به سرش زده و حرف هایی بر زبان می آورد که شاید عواقب آن ، روزی گریبان گیرش شود.

ادعا های جالب و گستاخانه ی این کشور و پشتیبان های رسوایش در حالی مطرح می شود که مقام های ایرانی نیز با لحنی به نسبت مناسب و تند ، پاسخ های لازم را روانه ی امارات کرده اند. از دیدگاه بنده مناسب و دل نشین ترین پیام ، گفته های دریادار ستاری بوده که امارات را عددی ندانسته که بتواند تهدیدی برای ایران قلمداد شود.



این روز ها کارشناسان مختلفی در باره ی این موضوع دیدگاه های خود را منتشر نموده اند که جهت گیری آن ها ، نشان دهنده ی نگاهی ملی همراه با یگانگی و همبستگی می باشد. این حقیقت نشان دهنده ی تعصب بسیار شدید ایران یان با هر نگاه و گرایش سیاسی به حاکمیت سرزمینی ایران می باشد.

اما در این میان کارشناسانی نیز پیدا می شوند که با برداشت نادرست از حساسیت موضوع ، دیدگاه های خود را بر پایه ی برخورد رحیمانه و کریمانه با کشور امارات ، مطرح می نمایند. مهم ترین نکته ای که می توان در گفته های این افراد انگشت شمار یافت ، همانا کم کردن تنش ها با کشور های حاشیه ی خلیج فارس می باشد. حال آن که این کشور های حاشیه ی خلیج فارس هستند که با بازی در زمین آمریکا و اسرائیل به مردم خود و کشور های اسلامی پشت کرده اند.

البته نکته ی جالب در این ماجرا ، نقش روباه پیر یعنی انگلیس در این گونه  اختلاف ها است !! پرسش مهم اینجاست که چرا به صورتی کاملا تصادفی ، هر جا و در هر گوشه ای از جهان ، اختلافی مرزی بین دو کشور وجود دارد ، رد پای انگلیس در تاریخ اون کشور ها دیده می شود!!.

در واقع انگلیس با بهره گرفتن از ایجاد اختلاف بین کشور ها ، به خصوص کشور های تازه تاسیس ، از آب گل آلود ماهی گرفته و سعی در اعمال قدرت و نظر داشته و دارد.


مقامات ایرانی جزایر ایرانی را جزو جدایی ناپذیر و غیر قابل مذاکره دانسته اند. بنده خود ، بسیار با این جمله ی مقامات ایرانی بسیار شادمان و خرسند شدم  و به عنوان یک شهروند ایرانی حمایت کامل خود را از این مواضع اعلام می نمایم.




خدا رو چه دیدی ، شاید ، فردا مون باشه بهشت


...

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در چهارشنبه 1391/01/30 ساعت 21:1 | لينک ثابت |

به نام خداوند صاحب سخن


بی بی سی ، رسانه ای که هر راست نمی گوید و گاهی هم دروغ می گوید!!




این عکس ، نمایی از صفحه ی اصلی سایت بی بی سی فارسی ، در روز هفتم رزمایش دریایی ولایت 90 توسط ایران هست !!

نکته ی بسیار جالب که بسیار هم به چشم میخوره اینه که به شکل کاملا محسوسی ، کمترین خبر ممکن از این رزمایش که البته مهمترین روز خود را گذراند ، در این سایت دیده می شود !! و البته آن کمترین ها هم خبر هایی شبهه برانگیز هستند که توان نظامی ایران را زیر سوال می برند !

حال آنکه سوال اینجاست که اگر توان نظامی ایران آن گونه که این سایت اعلام می کند کم است ، پس چرا به صورت گزینشی و کاملا محسوس ، اثری از خبرهای مهم این رزمایش در بین خبر های این سایت یافت نمی شود ؟!!

البته زحمت کشان سایت بی بی سی فارسی گه گاهی خبرهایی را نیز منتشر می کنند که عمده ی آنها محتوایی مبنی بر ، فرود اضطراری یک هواپیما ، عقب نشینی سیاسی یک مقام ایرانی و کم آوردن سیاسی ایران ، ترس ایران از انجام فلان کار و تهدید و هشدار مقتدرانه ی آمریکا به ایران و کم آوردن ایران و نظیر این دست دارند !!!

نکته جالب و مشترک در عمده ی این خبر ها می توان به میل به عیب جویی و نکته گیری ، بزرگ جلوه دادن ابهت و شان و قدرت آمریکا و انگلیس ، و در مقابل عقب نشینی ایران در پی تذکرات جدی و پر ابهت و جلال آمریکا و انگلیس و غرب ، درگیری شدید مسئولین ،بزرگ جلوه دادن مشکلات به شکلی افراطی ، زیر سوال بردن معدود معضلات اجتماعی و قومیتی در کشور (به نوعی یادآوری به مردم ایران که شما مردمی وحشی بیش نیستید و کشتن عزت نفس در آنها)، فششششششار شدید اقتصادی به مردم ، از پا در آمدن ایران در مقابل اوج عظمت و قدرت و اراده ی غرب ، مقالات پر از گهر روشنفکران فراری که عمدتا در دولت اصلاحات بودند و از این دست خبر ها اشاراه نمود !!!!


پست پیشین در واقع بخش عمده ی نظری بود که در مورد خبری ، برای بی بی سی نوشته بودم و دقیقا مطابق انتظارم ، این نظر که بنا به شعار این سایت می بایست منتشر می شد ، اجازه ی قرار گرفتن بر روی سایت را نیافت !!!


به امید روزی که همه ی ما به این که قدرت خدا بالاتر از هر قدرتی ست ایمان عملی داشته باشیم
خدا رو چه دیدی ، شاید فردامون باشه بهشت



حرفی مردانه از هادی خالق پناه در یکشنبه 1390/10/11 ساعت 1:48 | لينک ثابت |


به نام او که همه ی قدرت از آن اوست


همیشه پیروز واقعی همه ی جنگ های تاریخ بشریت ، جبهه ی حق بوده و بس !!!!! حتی در جنگی نا برابر همچون واقعه ی کربلا ، گرچه از نظر نظامی ، پیروزی موقتی نصیب آن ناجوانمردان گردید ولی طولی نکشید که پیروزی خون بر شمشیر مسجل گردید و حق به نرمی اساس دشمن را سست گردانید !


اینکه آمریکا چه خواهد کرد و جنگی سر خواهد گرفت یا نه از دایره ی قدرت  آمریکا یا اسرائیل و یا هر شبه قدرت دیگری خارج خواهد بود !! همیشه برخی انسان ها قدرتی فرای قدرت خود را فراموش می کنند و آن قدرت یگانه قدرتمند هستی ست ... و آن یگانه قدرتمند هستی ، نه آمریکاست و نه اسرائیل و نه حتی انگلیس ی که بیشتر به خدمتکار آمریکا می ماند تا کشوری قدرتمند !!! ..


بله یگانه قدرتمند هستی ، تنها و تنها خداست ....

اوست که ذره ای در بیابانی از شن های روان ، بی اذن و اراده ی او تکان از تکان نخواهد خورد ... پس آمریکا و غیره وقتی انسان ایمان به جملات بالا داشته باشه رقمی به حساب نخواهند آمد ... اما ......... باید طبق توصیه ی همان خدا ، انسان برای دفاع از خود در مقابل ظلم و ستم ، مجهز و آماده باشه !!



 
البته همان هایی که در زمان جنگ تحمیلی عراق (غرب) علیه ایران ، با ساز نا کوک نا امیدی و یاس و ضعف ، خود را به دشمن داخلی ملت ایران تبدیل کرده بودند و می گفتند عراق چند روزه و چند ماهه و بعد ها چند ساله ایران را به زانو در خواهد آورد ، اکنون در نقابی دیگر ، تبدیل به ابزار جنگی دشمنان ایران شده اند ... بله ابزار جنگی .. همه می دانند که جنگ روانی بخشی مهم از هر جنگی تمام عیار است .. و این افراد به واسطه ی افکار پریشان و ضعیف و گاه سست عنصری نهفته در نوع پرورش شان ، خواسته یا ناخواسته ، خود را تبدیل به ابزار جنگی دشمنان شان می کنند !!!

البته این دست افراد در تاریخ معاصر و حتی 200 سال گذشته ی ایران کم نبودند و در هر برهه ای از تاریخ با رنگ و لعاب و نقابی نو به میدان زیر پا گذاری ارزش های والای ملی ایران و اسلام آمده اند !!! جالب اینجاست که شکل سخن رانی این افراد با گذشت زمان تغییر کرده ولی در اصل نوع موضع گیری آنان در برابر تصمیمات مهم و تاریخ ساز ایران ، شاهد روندی تقریبا ثابت و واضح و یافتنی هستیم ....


آنانی که با همکاری انگلیس ، دولت مصدق را سرنگون کردند چه بسا در این خیال باطل بوده باشند که در حال خدمت به ایران هستند ولی ذهن ضعیف ، و سست عنصری این افراد در برهه های مهم و تاریخ ساز ، آه آینده گان را به بار آورد !!!!


در نهایت جنگ و تحریم ، وقتی با نگاهی از بالا که شامل در نظر گرفتن تاریخ 200 سال گذشته ی ایران است ، نگریسته شود ، شاید شهدی گوارا به نظر رسد که طعم استقلال و عزت و غرور را دارد !!!!


به امید خدا و نه خلق او !

خدا رو چه دیدی ، شاید فردامون باشه بهشت


توضیحی مردانه :
این متن را جهت بخش نظرات یک خبر در سایت شبکه دولتی انگلیس ، بی بی سی ، نوشتم که با توجه به مناسبت آن با افکار جاری ذهنم ، در اینجا هم قرار دادم !

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در یکشنبه 1390/10/04 ساعت 1:56 | لينک ثابت |


بنام او که اول و آخر هر چه است ، که هست !!


 آیا می دانید 5 / 10 / 1385 نخستین پست حرف مردانه ثبت شد!!


به مناسبت سال روز تولد وبلاگ حرف مردانه گریزی کوتاه می زنم به بهترین حرف های مردانه ام که با وجود گذشت چند سالی از به قلم آمدن شان ، حقیقت نهفته در واژگان شان حتی اندکی رنگ نباخته !!

******


خداوندا .. این منم .. محیا می شوم .. یاد داری .. یاد داری که خود مرا به این راه فرا خواندی .. یاد داری که شرط رسیدن را طی مسافت سخت خواندی ....

یاد دارم .. یاد دارم که غرق شده ی برکه ی پایاب پوچی ها بودم .. یاد دارم که رسیدن را به دیدن پوچی ها باخته بودم ..

اما حال .. بیاد می سپارم .... بیاد می سپارم هر آنچه بر من در این مسافت گذشت .. آری .. بیاد می سپارم ، چون گذشته ، نقشه ی راه من است ...

 

برگرفته از راه من !


خدا رو چه دیدی ، شاید ، فردامون باشه بهشت


 ******


نخستین حرف مردانه ی من :


نخستین من !!           نگاشته شده به تاریخ   5 / 10 / 1385


و اما جاودانه های من :


* نامه ای به خود             نگاشته شده به تاریخ   24 / 09 / 1386


اسراف محبت              نگاشته شده به تاریخ   28 / 07 / 1386


* پناهم باش !!               نگاشته شده به تاریخ   02 / 11 / 1386


* من هم سرباز شدم        نگاشته شده به تاریخ   04 / 08 / 1387



خدا رو چه دیدی ، شاید ، فردامون باشه بهشت


حرفی مردانه از هادی خالق پناه در چهارشنبه 1390/09/30 ساعت 1:24 | لينک ثابت |

آیا دایی روزهای سیاهش در پرسپولیس را فراموش کرده!

علی دایی که این فصل سرمربی راه آهن است این روزها خود را محق می داند که به راحتی در مورد مسائل و اتفاقات باشگاه پرسپولیس که از نظر حرفه ای ارتباطی با او ندارد اظهار نظر کند اما ظاهرا وی روزهای سیاهش در پرسپولیس را فراموش کرده است!

به گزارش مهر، "اهل شعار دادن نیستم امسال زمان ندارم که تیم راه آهن را بسازم اما سعی می کنیم تیم دیگر دغدغه سقوط نداشته باشد و حتی چند رده در جدول صعود کند". این نخستین اظهارنظر علی دایی پس از قبول مسئولیت تیم فوتبال راه آهن بود. او آمد که شعار ندهد و راه آهن را بسازد اما نه تنها راه آهن را نساخت، بلکه مدام شعار داد!


دایی که به اهالی فوتبال ثابت کرده به داشتن "دشمن فرضی" علاقمند است و مجادله با این و آن را دوست دارد، طی فصل جاری بارها در نشست خبری پیش و بعد از مسابقات راه آهن به مدیران پرسپولیس تاخت. او می‌گوید به پرسپولیس علاقمند است و قلبش برای این تیم می‌تپد اما به مدیرعامل و سرمربی این تیم می‌تازد و بدترین چیزها را می‌گوید، حال آنکه درست یا غلط آنها هیچ پاسخی به او نمی‌دهند و صحبتهای دایی همیشه بی پاسخ است.


دایی هر هفته عنوان می‌کرد، این آخرین باری است که در مورد پرسپولیس حرف می‌زند اما در هفته بعد بدتر و بدتر به پرسپولیس و مدیرانش می‌تاخت. او همیشه تاکید می‌کرد در پرسپولیس مورد ظلم قرار گرفته اما هیچ وقت نگفت چرا تیمش فصل قبل رفت و برگشت به استقلال، صبای قم و ملوان باخت! او درست یا غلط از کاشانی، استیلی، ذوالفقارنسب، پنجعلی، زادمهر و ... انتقاد می‌کند اما هیچ وقت نگفت و نمی گوید چرا تیمش در آزادی از سپاهان و صبای قم چهار گل خورد. او که همیشه با بدترین الفاظ لیدرهای پرسپولیس را مورد خطاب قرار داده و آنها را در حد خود نمی‌داند، چطور از توطئه آنها دل نگران است؟


دایی و اطرافیانش به درستی از کاهش تعداد تماشاگران پرسپولیس انتقاد می‌کنند اما آیا دایی دوران خودش را فراموش کرده است؟ آیا بازی پرسپولیس - صبا، پرسپولیس - پیکان و ... از خاطر دایی رفته است؟ آیا او فراموش کرده تعداد تماشاگران در آن بازیها را؟! دایی درست می‌گوید تماشاگران پرسپولیس کم شده‌اند اما کیست که نداند این نزول تماشاگران از زمان او آغاز شد.


دایی می‌خواسته پرسپولیس را بسازد اما فرصت به او ندادند، همانطور که می‌خواست تیم ملی را به جام جهانی ببرد و به او اجازه ندادند! همانطور که آمد راه آهن را بسازد و تاکنون نساخته است، البته او مفتخر است به تساوی با استقلال، سپاهان، ذوب آهن و... و با این شرایط به کسی اجازه نمی‌دهد از او بپرسد چرا راه آهنی که می‌خواست این فصل برای نیفتادن بجنگند امروز شانزدهم جدول است؟


دایی مانند گذشته لیدرهای پرسپولیس را به " بُن" گرفتن محکوم کرده است. ذهن تاریخی ما نشان می‌دهد از دید او هرکس به غیر از دایی را تشویق کند، تطمیع شده است، حال کسی نیست از او بپرسد آن چند صد تماشاگری که هر هفته برای تماشای دیدارهای راه آهن به ورزشگاه اکباتان می‌آیند، رایگان از این تیم حمایت می‌کنند؟


دایی که در ابتدای فصل از تشویق خود در ورزشگاهها لذت می‌برد و از اینکه نماد انتقاد بود، به هیچکس پاسخ نداد چرا فقط و فقط 10 هزار نفر از آنها برای حمایت از او روز پنجشنبه به ورزشگاه نیامدند؟ او که مدعی است می‌تواند و این پتانسیل را دارد که صدهزار نفر را به ورزشگاه بکشاند، چرا یک دهم از این جمعیت روز پنجشنبه از او حمایت نکردند؟


دایی بیرحمانه به این و آن می‌تازد و پیش می‌رود. برای او پیشکسوت خوشنامی چون دکتر زادمهر هم جایگاهی ندارد و او را هم زیر بار انتقادات خود له می‌کند، چرا؟ چون زادمهر هم جزو کمیته‌ای بود که او انتخاب اولشان برای سرمربیگری پرسپولیس بوده است!


ای کاش دایی در پرسپولیس می‌ماند تا امروز مشخص می‌شد، تیم او در قواره قهرمانی بود یا نه. ای کاش دایی در پرسپولیس می‌ماند و استیلی این چنین نمی‌سوخت. ای کاش دایی در پرسپولیس می‌ماند تا چهرههای خوشنامی چون زادمهر و ذوالفقارنسب زیر سئوال نمی‌رفتند. ای کاش دایی در پرسپولیس می‌ماند و امروز راه آهن شانزدهم جدول نبود. ای کاش ... . 

کد خبر: 110625 - منبع: رجا نیوز


حرفی مردانه از هادی خالق پناه در شنبه 1390/09/26 ساعت 23:14 | لينک ثابت |

ز فرا و ز دی کس را نشان نیست  

                           که رفت آن از ميان ويندر ميان نيست


يک امـروز اسـت ما را نقد ايــــام   

                          بـــر او هم اعتباری نیست تا شــــام

 

بيا تا يک دهن پر خــــنده داريـــم   

                            به مي جان و جهان را زنـــــده داريم

 

به ترک خواب مي بايد شبي گفت    

                            کــــه زير خاک مي بايد بسي خـفت


حرفی مردانه از هادی خالق پناه در جمعه 1390/09/25 ساعت 13:47 | لينک ثابت |

آقای فردوسی پور .. لطفا به جای مردم صحبت نکن !!


دوشنبه شب این هفته به تاریخ 21 آذر ماه سال نود برنامه نود مانند هر هفته روی آنتن رفت .. موضوع برجسته ی برنامه این هفته بررسی دلایل ناکامی حمید استیلی در پرسپولیس بود که با حضور شجاعانه ی استیلی در برنامه صورت گرفت ..


در ابتدای بحث در مورد پرسپولیس کلیپی در مورد جریان کلی حضور استیلی در این تیم پخش شد .. نکته ی جالب در این کلیپ نحوه ی وصف رویداد های رخ داده بود .. به طرز عجیبی احساس می شد که گردانندگان برنامه سعی دارند که نظرات خود را به عنوان نظر مردم عنوان نمایند .. به عنوان مثال در مورد برکناری دایی به طرز عجیبی به روی رفاقت کاشانی و استیلی تاکید می شد و چنان با اطمینان این حرف رو بر زبان می آورد که گویی خود از زبان کاشانی این مورد را شنیده !!!! در حالی که استیلی با تکذیب ابن مورد انتخابش را توسط کمیته فنی باشگاه دانسته و در ضمن یادآور شد که انتخاب اول کمیته فنی دایی بود که با پاسخ عجیب و غریب وی رو به رو شد و در نتیجه این پست به وی واگذار شد ...

در این قسمت برنامه آنچه که بسیار به چشم می آمد همانا سعی برنامه در القای حرف و نظر خود به جای حرف مردم بود .. در اینجا این سوال پیش می آید که آقای فردوسی پور .. شما با اتکا به چه سند و مدرک و آماری اینگونه از نظر مردم سخن به میان می آوری !!!!.....

نکته ی دیگری که در خلال این جریان ها بسیار نمود دارد ، روال نسبتا ثابت له شدن مربیان پایبند به اخلاق در جریان لیگی ست که دست اندر کاران آن به بهانه ی ورود پول و حرفه ای گری ، بسیاری از ارزش های اخلاقی را زیر پا می گذارند و از هر حیله و ترفندی ، آشکارا و یا پشت پرده ، برای رسیدن به هدف استفاده می کنند .. این در حالی ست که نمونه های چشم گیر دیگری نیز در این رابطه یافت می گردد !!!

سوالی هم در این میان بسیار آزار دهنده است !!.. چطور می شود در بازی نخست لیگ ، در دقیقه ی 35 ، در حالی که تیم با یک گل پیش است ، تماشاگران به طرز بسیار خودجوشی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شروع به دادن شعار علیه مربی تیم کنند .. آیا این عجیب نیست که ناگهان کل ورزشگاه هماهنگ با هم شروع به فریاد زدن نام مربی پیشین پرسپولیس کنند !!

حال تصور کنید که علی دایی در این برنامه به جای استیلی نشسته باشد !.. تصور کنید واکنش او به آنچه رخ داده چه خواهد بود !!! ... بله اگر دایی به جایی استیلی در چنین موقعیتی قرار می گرفت زمین و زمان را به احتمال نزدیک به یقین به هم می بافت و برای به کرسی نشانده حرف و حق خود هر آنچه در توان داشت را به کار می بست .. به عنوان مثال در مورد شعار های تماشاگران احتمالا دست های پشت پرده ای را که می خواهند دایی نباشد و موفق نشود را مقصر می دانست !!!! اما استیلی با نجابت مثال زدنی خود درس اخلاقی به دایی و امثال او داد !!!

جالب اینجاست که از جمله رویکرد های برنامه نود ، تاثیر بر روند فوتبال ایران با زیر ذره بین قرار دادن اتفاقات جاری ست .. در این برنامه دم از ضرورت پایبندی به اخلاق توسط فوتبالی ها زدهمی شود ولی وقتی یک مربی با اخلاق را نقد می کند ، پایبندی به اخلاق را در وی به عنوان عدم توانایی در احقاق حق و یا بله قربان گفتن و یا حتی به نوعی شل بودن طرف تلقی مینماید !!!!!!!! به عنوان مثال خوب به یاد دارم که زمنی که بازیکن مقاومت سپاسی وقتی با یک حرکت اخلاقی و جوانمردانه ، توپ را به دروازه خالی نزد و به بیرون زد ، در حالی که همه در حال تحسین این حرکت بودند ، برنامه نود برای اولین بار ، با پرداختن به این کار از زاویه ای دیگر که از عادات فردوسی پور است ( عدم برخورد احساسی ) به نوعی این حرکت را کوچک و یا حتی مسخره جلوه داد !!!!!! خوب وقتی دیگر بازیکنان با برخورد تعنه گونه ی برنامه ای پربیننده همچون نود با چنیین حرکتی مواجه می شوند ، نمی شود انتظار داشت که دیگران این حرکت را تکرار کنند و در واقع نه تنها اخلاق تقویت نشد بلکه پایبندی به اخلاق در اینجا به عنوان عملی دردسر زا ، قابل تمسخر و غیر قابل احترام مطرح گشت !!

درمجموع باید عرض کنم ، بنده خود از بینند های هر هفته یبرنامه ی نود هستم .. اما مدتی ست این حرف زدن آقای عادل خان به جای من و مردم ، بسیار آشفته می کنه !!!!

خدا رو چه دیدی ، شاید فردامون باشه بهشت

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در سه شنبه 1390/09/22 ساعت 19:8 | لينک ثابت |

به نام خداوند صاحب دانش و سخن


مدتی ست که توجه ام بر نقش صدا و سیما به خصوص سیما بروی فرهنگ عمومی جامعه ی ما در سال های گذشته جلب شده است. نهادی رسانه ای که نقش بسیار بسیار مهمی در جهت دهی به فرهنگ عمومی جامعه ی ایران داشته ، دارد و خواهد داشت. حتی فراگیر شدن شبکه های گسترده و متنوع ماهواره ای هم نتوانسته اثر بخشی این رسانه ی ملی را دچار اخلال نماید . البته شبکه های ماهواره ای در جای خود تاثیرات زیادی بر فرهنگ جامعه ی ایرانی داشته و دارد که از حوصله ی این نوشته ی ما خارج است .

به نظرم در بخش سریال های تلویزیونی که در چند سال اخیر به خصوص تهیه و پخش شده ، شبهات زیادی وجود دارد که نگاه ها را به سوی سیما خیره می نماید .

گاه اینطور تحلیل می نمایم که سیما در این چند سال اخیر به تنهایی بزرگ ترین خیانت را در این بخش به مردم و فرهنگ جامعه ی ایران تحمیل نموده !! به نظر اتهام بزرگی ست اما با کمی ریز شدن در عملکرد این رسانه به عمق مسئله واقف می شویم.

در حالی که به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان و بزرگ متفکران ایرانی ، دروغ ، بزرگ ترین معضل و مشکلی ست که در جان بسیاری از ایرانیان و در فرهنگ ایران ریشه دوانده و می دواند ؛ سیما با تولید و پخش سریال های طنز که دروغ و دروغ گویی در آن همچون پدیده ای عادی و رایج و گاه رندی و زرنگی نمایانده می شد ، بزرگ ترین شبیخون های فرهنگی را ، از راه امین ترین رسانه ی فرهنگی ، به خانه های مردم ایران وارد نمود.

این سریال ها به واسطه ی محتوای طنز و شاد با استقبال عامه ی مردم رو به رو می شد و عمده ی آن نیز در ساعت های پر مخاطب و یا در روزهای مهم و مناسبتی سال پخش می شد.

به راستی چه کسی در این سرزمین می تواند اعلام کند که بزرگ ترین درد ما دروغ و رواج آن نیست ؟!  به نظر می رسد ، ساختار پیر ، فرسوده و کند سیما با شبکه ای البته محدود و لی تاثیر گذار از مدیران میز زده و عافیت طلب ، که با توجه به این خصایص ، درگیر جلب رضایت برخی از صاحبان سرمایه و قدرت نیز می شوند ؛ در بسیار از مقطع حساس قافیه را می بازد و به جای دفاع از منافع ملی و ایرانی و اسلامی ، عرصه را برای جولان دادن بدخوان نه تنها خالی ، بلکه گاه مهیا نیز می سازد !!!

نمونه ی بارز آن را می توان در عملکرد این نهاد پیر در حوادث پس از انتخابات مشاهده نمود !! در مقطعی حساس زمانی ، که مردم بیشتر از هر زمان نیاز به دریافت اطلاعات و اخبار سالم داشتند , سیما با بایکوت کامل خبری ، عرصه ی جنگ رسانه ای را خالی و به دشمن هدیه داد تا شبکه هایی مانند بی بی سی ، در آن برهه به راحتی و بدون داشتن هیچ رقیب مخالف ، به راستی بحران را مدیریت نمایند . و در عوض سیمای جمهوری اسلامی ایران به جای تکذیب دروغ ها و نمایاندن حقیقت و تبیین اصل ماجرا ، به گوشه ای خزیده و در اقدامی خنده دار ، شتاب زده و بی منطق ، شروع به پخش فیلم های سینمایی مطرح و به روز جهان می نماید!!

در این مقطع از نوشته ام قانون فرار سرباز از جلوی دشمن در یک جبهه ی جنگ را در ذهنم مرور می نمایم . حکم این سرباز چیزی جز محاکمه ای سخت نخواهد بود . اگر صدا و سیما را به درستی به سرباز خط مقدم جبههه ی جنگ رسانه ای جمهوری اسلامی ایران تشبه کنیم و شانه خالی کردن این نهاد مهم را از وظیفه ی ذاتی خود در مقاطع حساس را نیز شبیه همان فرار سرباز از مقابل دشمن در جبهه ی جنگ بدانیم ، لاجرم باید محاکمه ی سختی را نیز برای مسببان آن نیز متصور شویم.

البته در رویدادهای بهمن و اسفند سال 89 ، تا حد نسبتا قابل قبولی ، نه بسیاری ولی برخی از نواقص اساسی برخورد با حوادث سیاسی مرتفع گردید که باید لحاظ گردد.

این تنها یک مثال از عملکرد گسترده ی سیما در عرصه های مختلف می باشد .


امید دارم تا پای افرادی که آگاهانه تن به جهت گیری های منفی و منفعت طلبانه در این نهاد مهم رسانه ای می دهند از ان رسانه برچیده گردد.


خدا رو چه دیدی ، شاید ، فردامون باشه بهشت


حرفی مردانه از هادی خالق پناه در پنجشنبه 1390/05/06 ساعت 12:49 | لينک ثابت |


به نام هستی بخش بی همتا



سال نو ، بهار نو و زندگی دوباره

بر جان و دل تان گوارا باد







و اما ....

خدا رو چه دیدی ، شاید فردامون باشه بهشت

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در شنبه 1390/01/13 ساعت 17:40 | لينک ثابت |

به نام آنکه همگان را آفرید

اوج دورویی در میتینگ سیاسی آقایون به


اصطلاح ایرانی

آقایون = در وحله ی اول کروبی و پس از او موسوی


این روزها در حالی که آمریکا و البته اسرائیل در اوج فشار و تهدید از سوی ذهن بیدار گشته ی عرب های همیشه محافظه کار قرار داشتند ، و از سوی افکار عمومی جهانیان مورد سرزنش واقع گردیده بودند ؛ ناگهان مهره ی ذخیره ی خود در گوشه ی صفحه ی شطرنج منطقه ی حساس خاورمیانه را ، فراخواندند تا با تبلیغاتی دروغین و صحنه سازی مصنوعی ، خود را از بن بست برهانند . در واقع فراری رو به جلو که البته با خطرهایی هم روبه رو بود .
اما آنچه تصور نمی کردند و البته اشکال از ذهن خرفت خودشان نیز هست ، فهم و درک عمیق ایرانیان از اصل و نیت هر سخن و حرکتی ست . به راستی ملتی که برترین انقلاب های تاریخ را رقم زده و تنها پس از 30 سال چارچوب های عنکبوتی سلطنت جهانی آنان را به لرزه ای سخت درآورده ، بسیار فهمیده تر از اوج ادراک آنانند.
و این شد که اکنون آقایون بر طبل رسوایی خود کوفتند و آنچه که در درون داشتند را بر همگان عیان نمودند .

اما آن خطر که البته آمریکا و البته نقشه کش اصلی آن اسرائیل خوب از آن آگاه بودند ، حذف کامل سیاسی آقایان کروبی و موسوی بود . اینکه دشمن در این موقعیت از آنان دعوت می نمایند تا فراخوان خود را اعلام نمایند بی شک نشان دهنده اوج درماندگی سیاسی آنان در مواجهه با دگرگونی های حساس منطقه است. حال این چه درماندگی ست که دشمن را وادار نمود تا تن به خطر بزرگ از دست دادن چند تن از بهترین مهره های خود در منطقه دهند .

... و اما اوج دورویی آقایون

آقایون = در وحله ی اول کروبی و پس از او موسوی

اوج دورویی را در نکاتی که عرض خواهم نمود می توان یافت .
1- آقایون پیش از انتخابات ادعای قانون گرایی محض داشتند و در هر بحثی یادآور می شدند که قانون ما همه چیز را پیش بینی کرده و با روجوعی به کتابی و بندی و تبصره ای می خواستند حرف خود را به کرسی بنشانند به شکلی که حتی در بسیاری موارد طرف مقابل را متهم به قانون گریزی و ... می نمودند . اما به محض اینکه نتیجه به مذاقشان خوش نیامد قانون را بوسیده به کنجی می اندازند و با زیر پا گذاردن تمام اصول مردم سالاری آن کردند که از دستشان بر می آمد و البته هیچ کم نگذاشتند .

2- آقایون ادعای پیروی از خط امام داشتند و در بسیاری مباحث با یادآوری خاطره ای از امام خمینی ، و نشان دادن نزدیکی خود با ایشان قصد اعلام حقانیت خود و اعمال شان را داشتند اما در روزی چون روز قدس که ارزشی استراتژیک برای ایران در مرحله ی اول و اسلام در مرحله ی دوم و در بعد تازه اش جهان در مرحله ی سوم است ، شعار " نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران " را سر دادند . البته جان همه ی ما فدای ایران عزیز . ایرانی که همین مردم با نثار خون خود برای نخستین بار در بازه ی 200 تا 300 سال گذشته ، اجازه ندادند در تهاجمی ، از سوی دشمن ، حتی یک وجب از خاکش به دست دشمن افتد . البته به نظر می رسد که حامیان آقایان اگر در آن جنگ ، در جبهه ی دشمن نبودند ، در زمره ی جان نثاران ایران نیز نبوده باشند !!!!!!

3- آقایانی که ادعای جان نثاری ایران را داشتند و از حمایت از لبنان و غزه ، اعلام برائت می نمودند  ، امروز با چرخشی زننده ، ادعای حمایت از قیام مردم مصر می نمایند . چه روی داده که ایشان که قرار بود با تفکری ناسیونالیستی از حمایت های جمهوری اسلامی ایران از لبنان و فلسطین به پیش مردم شکایت برند ، حال که نیاز به بهانه ای دارند دقیقا مخالف گفته ی صریح پیشین خود سخن گفته و عمل می کنند ؟؟!! به نظر می رسد اوج دورویی و نفاق را در این تغییر مواضع شدید و ناگهانی می توان دید .


ادامه دارد.......
حرفی مردانه از هادی خالق پناه در چهارشنبه 1389/11/27 ساعت 20:59 | لينک ثابت |


به نام خداوند جان

دوباره برگشتم .. سلام .. سلامي همچون بوي خوش آشنايي .. مدت هاست اينجا چيزي ننوشتم .. واقعا دلم تنگ شده بود براي بلاگم .. تو اين يك سالي كه به بلاگمسر نزدم اتفاق هاي زيادي افتاد برام .. كهبه لطف خدا بيشتر خوب بودن .. سپاس و ستايش به راستي از آن خداوند بزرگ و تواناست .. كه هر چه دارم و ندارم از او و از آن اوست ..

به راستي امروز و از پس برگ برگ دفتر به جاي گذاشته ي روزگارم هست كه به عمق جمله ي محبوب خودم كه در پايان همه ي دست نوشته هام مي نويسم ميبرم .. آري ..

« خدا رو چه ديدي ، شايد فردامون باشه بهشت »


حرفی مردانه از هادی خالق پناه در یکشنبه 1389/08/02 ساعت 0:13 | لينک ثابت |

 

به نام خداوند دانای آشکار و نهان

 

به مناسبت مرگ دلخراش یکی از فرزندان میهن

<< خانم ندا آقا سلطان >>

دختری که اسباب دست فتنه گران شد

مرگ بر آنهایی که به نام آزادی انسانی را بی گناه فدای خواسته های شیطانی خود می کنند و از تصاویر او برای رسیدن به آنچه در اذهان مقشوش خود می پرورانند بهره می جویند .. مرگ بر آن بیگانگانی که تخم دشمنی را در دل تک تک مردم میهن می کارند .. آنهایی که هیچ گاه منافع خود را با حقوق بشر عوض نمی کنند .. آنهایی که در فلسطین و عراق و افغانستان گله گله و فوج فوج انسان می کشند و آن را دفاع از خود برای پیشگیری از خطر احتمالی برای سالیان آینده ی خود می دانند ..

آری .. مرگ بر آنان که خدا را از یاد برده اند .. شعار های زیبا دادن و در آب گل آلود ماهی گیری کردن کار هر کسی می تواند باشد .. اما عمل به گفته ها و شعارهای زیبا و چشم و گوش نواز ... وای که چه مشکل می نماید !!!!!

خداوندا .. شکایت به درگاه تو میبرم از شر هر نیک سیمای زشت سیرت .. همانان که شعار قانون گرایی شان گوش فلک را کر میکرد .. ولی در وادی عمل جز بی منطقی و بی قانونی از خود بجای نگذاشتند ..

به راستی تاریچ نقاب از چهره ی این زشت سیرتان نیک صورت بر خواهد داشت !!!

 

و مکر مکر الله و الله خیر الماکرین

(ادامه دارد)

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در سه شنبه 1388/04/09 ساعت 18:56 | لينک ثابت |

 

به نام هستی بخش به همتا .. آنکه زنده می کند و میمیراند و پس از نیستی حیاتی دوباره و جاوید میبخشد .. بنام خداوند مهربان و حکیم ...

روز میلادم رو به خودم و به جهان هستی تبریک می گم

به راستی که چه نیکو فرزندی تقدیم هستی شد .. جهان برای میلاد من به خود ببالد!!!

 

به امید هر چه خیر و بهروزی

باز خواهم گشت .. با برگ برگ حرف های نیک از روزگارم

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در سه شنبه 1388/04/09 ساعت 18:55 | لينک ثابت

 
... نوروز بر عاشقان مبارک باد ...
 
 نوروز
 
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
 
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
 
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
 
وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
 
رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها
 
وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
 
گر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو
 
حرفی مردانه از هادی خالق پناه در شنبه 1388/01/08 ساعت 1:13 | لينک ثابت

 

به نام خداوند دانا و حکیم که تسلیم حکمت او هستم و بس

 

من هم سرباز شدم

و اما .. وای خدای من .. چه حس غریبیه .. چه تجربه ی عجیبیه .. روز اعزام .. روز ساعت ها الافی .. روز ساعت ها سرپا ایستادن .. روز باز شدن چسب پاشنه ی کفش ها .. روز گرسنگی تا شب .. روزی که برای اولین بار یکی احمق تر از خودت ( فرمانده ) سرت داد میکشه .. روز تحویل گرفتن لباس های گشاد نظامی .. روز دیدن کلاه های کوچک نظامی که توی سر احدی نمیره !!.. روز گرفتن مرخصی برای رفتن به خانه .. روزی که اولین بار زندانی بودن را حس می کنی .. روزی که سرما و سکوت مرگ بار پادگان تو را به وحشت وا می دارد .. و ... و .... روزی که همه توی جایی به نام پادگان غمگینن و از هر فرصتی برای سر بر زانو گذاردن بهره می برن !! ............

آری .. روز اعزام اینگونه بود ..

چند روزی مرخصی برای آماده کردن لباس و غیره دادن .. پس این مطلب برای ۲ ماه یادگاری ام در اینجاست ......

 

خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

 

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در شنبه 1387/08/04 ساعت 3:44 | لينک ثابت |

 

بنام خداوند بزرگ .. یگانه توانای حکیم

سپاس خداوند مهربان را که حتی لحظه ای بندگانش را به حال خود وا نمی گذارد

 

رمضان الکریم هم رفت و ما را  با همه ی آنچه از خوبی نزدمان به یادگار گذارده بود ، تنها گذاشت .. ماهی سراسر برکت و نعمت ...

خدایا .. خدایا .. دیدم همه ی خوبی و زیباییت را در آن ماه زیبا .... خدایا .. خدایا .. چشیدم فراوان الطاف و رحماتت را در آن سفره ی بی انتها .... خدایا .. خدایا .. شنیدم ندای رسای فراخوانت را در آن کلام شیوا .... خدایا .. خدایا .. رسیدم کاروان راهی درگاهت را ، در آن مأمن دلها ...

خدایا .. خدایا .. خدایا .. خدایا 

*******

قرآن کریم

 

امسال در ماه براستی مبارک رمضان قرآن را با استفاده از نرم افزار المائده ۲ ، به طور کامل فارسی خواندم .. وای خدای من .. هر چه از درس زندگی بود را در آن یافتم !!.. احساس می کردم خدای بزرگ در حال سخن گفتن با من است !!.. پس چه شده مردمان را که از سخن خداوندشان روی بر می گردانند .. پس چه شده ما جوانان را که که حتی نام قرآن موجب فرار ماست ؟!!.. براستی ، این گریز از برای نادانی ماست ، یا این گنجینه را به ما بد معرفی کرده و می کنند ؟؟؟...

در سر در مسجد محل ، پارچه نوشته ای ست که اعلام می دارد : 

 " مراسم شبی با قرآن ....... " 

در این مراسم قرآن را با صدایی زیبا می خوانند .. اما خدایا .. اینها که فارسی زبانند !!.. چگونه می فهمند که شما چه می گویید ؟!.. چگونه پس از هر آیه ، تایید می کنند سخن شما را ، در حالی که کلمه ای از آن را نفهمیده اند ؟!.. 

خدایا .. دیدم و فهمیدم  که قرآن شما ، سراسر درس است و دانش .. آیا این مردمان از آنچه شما بر آنان می خوانید ، درس و دانشی نیز بر خود می افزایند ؟؟!..

قرآن کریم

وای خدایا .. این قرآن گنجینه ای ست از اسرار و دانش های زندگانی .. پس چرا من در بیست و سومین بهار زندگی ام ، برای اولین بار ، سخن زیبایت را درک می کنم ؟؟؟؟؟!!!!! چه کسانی مسئول شناساندن قرآن به من بودند ؟.. چگونه این قرآن را به من شناساندند ؟.. خدایا .. این قرآن که آن جملات کسالت آوری که هر صبح ، در صف مراسم صبح گاه مدرسه ام به ناچار می شنیدم  نبود ؟؟!!!!!!!!!!... پس چه شد که آن را کسالت آور شناختم ؟؟!!!... خدایا .. این قرآن آنی نبود که من می شناختم .. که اگر خوب می شناختم ، بسیار پیش تر از ۲۳ سالگی آن را درک می کردم ...

عشق الهی

ای پدران و ای مادران .. ای روحانیان و ای بزرگان .. ای مسئولان و ای دست داران ...... چه شده شما را که از قرآن تنها آوازش را به همگان می نمایانید ؟!!.. چه شده شما را که مسابقه های بی شمار ، برای به آواز خواندن هر چه بهتر قرآن ترتیب می دهید و جوایز فراوان ، برای صدایی زیبا که هیچ از آن درک نمی کنید ، پیش می کشید ؟!!.. چه شده شما را که از این کیسه ی پر از سکه ، صدای خوشش را نثار ما می کنید ؟!!!...

*******

ولی دوستانم .. قرآن ، آن نبود که به ما شناساندند !!.. براستی که قرآن درس همه ی زندگانی ست ، که همانا استادی را دارد ، که نقصی را بر دانش او ، وارد نیست ......

بخوان

پس ... قرآن را فارسی بخوانیم

 

( بنده از نرم افزار المائده ۲ استفاده کردم که تجربه ی فوق العاده ای بود .. در این نرم افزار ترجمه های مختلفی وجود داره که بنده ترجمه ی فولاد وند رو به دلیل ساده ، روان و گویا بودنش و البته تکمیل مناسب جملات توصیه می کنم . )

 

خدا رو چه دیدی ، شاید ، فردامون باشه بهشت

 

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در پنجشنبه 1387/07/18 ساعت 1:50 | لينک ثابت |

 

الـتـــمـاس دعـــــا

 

شب قدر

 

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در دوشنبه 1387/07/01 ساعت 3:42 | لينک ثابت

 

بنام خداوند آفریننده ی رمضان

فرا رسیدن ماه مهربانی و عشق بر تشنگان حقیقت مبارک باد

رمضان المبارک

 

بهره‏ورى از بركات ماه رمضان

ماه رمضان

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ الشَّقِیَّ مَن حُرِمَ غُفرانَ الله‏ِ فی هذَا الشَّهرِ العَظیمِ(1) ؛‌ بدبخت، كسى است كه در این ماه بزرگ، از آمرزش الهى محروم بماند.      

   

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ الشَّقِیَّ حَقَّ الشَّقِیِّ مَن خَرَجَ عَنهُ هذَا الشَّهرُ و لَم یُغفَر ذُنوبُهُ، فَحینَئِذٍ یَخسَرُ حینَ یَفوزُ المُحسِنونَ بِجَوائِزِ الرَّبِّ الكَریمِ(2) ؛ بدبخت واقعى، كسى است كه این ماه از او بگذرد؛ ولى گناهانش آمرزیده نشوند. پس آنگاه كه نیكوكاران به جوایز پروردگار كریمشان دست مى‏یابند، او زیانكار (بازنده) مى‏گردد .  

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَنِ انسَلَخَ مِن شَهرِ رَمَضانَ و لَم یُغفَر لَهُ فَلا غَفَرَ الله‏ُ لَهُ (3)؛ هر كس از ماه رمضان بیرون آید، ولى آمرزیده نشود، پس خدا او را نیامرزد!

 

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ـ عِندَ دُخولِ شَهرِ رَمَضانَ ـ  إنَّ هذَا الشَّهرَ قَد حَضَرَكُم، و فیهِ لَیلَةٌ خَیرٌ مِن ألفِ شَهرٍ، مَن حُرِمَها فَقَد حُرِمَ الخَیرَ كُلَّهُ، ولا یُحرَمُ خَیرَها إلاّ مَحرومٌ (4)؛ پیامبر به هنگام ورود به ماه رمضان فرمود: همانا این ماه، شما را فرا رسیده است. در آن، شبى است بهتر از هزار ماه. هر كس از آن محروم ماند، از همه خیر محروم مانده است و جز محروم، از خیر آن بى‏بهره نمى‏ماند.   

 

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ جَبرَئیلَ أتانی فَقالَ: مَن أدرَكَ شَهرَ رَمَضانَ و لَم یُغفَر لَهُ فَدَخَلَ النّارَ فَأَبعَدَهُ اللهُ، قُل: آمینَ، فَقُلتُ: آمینَ(5)؛ جبرئیل نزد من آمد و گفت: «هر كس ماه رمضان را دریابد و آمرزیده نشود و وارد آتش شود، پس دور باد از رحمت خدا! بگو: آمین»، من هم گفتم: آمین .   

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَن أدرَكَ شَهرَ رَمَضانَ فَلَم یُغفَر لَهُ فَأَبعَدَهُ الله، و مَن أدرَكَ لَیلَةَ القَدرِ فَلَم یُغفَر لَهُ فَأَبعَدَهُ الله‏ُ (6) ؛ هر كس ماه رمضان را دریابد، ولى آمرزیده نشود، پس دور باد از رحمت خدا! و هر كس شب قدر را دریابد، ولى آمرزیده نشود، پس دور باد از رحمت خدا!    

- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: مَن لَم یُغفَر لَهُ فی شَهرِ رَمَضانَ لَم یُغفَر لَهُ إلى قابِلٍ. یقال: عامٌ قابِل؛ للذی یُقبِل بعد العام الماضی إلاّ أن یَشهَدَ عَرَفَةَ (7) ؛ هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشود، تا سال آینده آمرزیده نمى‏شود، مگر آن كه روز عرفه را درك كند .

پیامبر به هنگام ورود به ماه رمضان فرمود: همانا این ماه، شما را فرا رسیده است. در آن، شبى است بهتر از هزار ماه. هر كس از آن محروم ماند، از همه خیر محروم مانده است و جز محروم، از خیر آن بى‏بهره نمى‏ماند

.   

ظاهر احادیث فوق، هشدار و بیم دادن است؛ امّا باطن آنها بشارت است، به ویژه احادیث پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله كه كسانى را كه در این ماه، مشمول آمرزش الهى نمى‏شوند، نفرین مى‏كند و آنان را بدبخت مى‏شمارد. از این رو، عالم ربّانى مرحوم آیة الله‏ میرزا جواد آقا ملكى تبریزى (م 1343 ق) مى‏گوید:   

از رساترین نكاتى كه در بشارت به ماه رمضان روایت شده، نفرین پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بر كسانى است كه در این ماه آمرزیده نمى‏شوند، آنجا كه فرموده است: «آمرزیده مباد كسى كه ماه رمضان از او بگذرد و آمرزیده نشود!» 

از آنجا كه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله رحمتى براى جهانیان برانگیخته شده است، این نفرین، بشارت بزرگى به رحمت گسترده و فراگیرىِ آمرزشِ الهى در این ماه است، وگرنه ایشان با آن كه رحمتى براى جهانیان است، هرگز مسلمانى را نفرین نمى‏كند، هر چند فردى گنهكار باشد.(8)  

 

پی‌نوشت‌ها:

1- فضائل الأشهر الثلاثة: 77/61، الأمالی للصدوق: 154/149، عیون أخبار الرضا علیه‏السلام: 1/ 295/ 53، بحار الأنوار: 96/356/25 .

2- فضائل الأشهر الثلاثة: 73 / 53، عیون أخبار الرضا علیه‏السلام: 1/293/46، الأمالی للصدوق: 109/ 82، روضة الواعظین: 372، بحارالأنوار: 96/362/30 .

3- الإقبال: 1/454 .

4- سنن ابن ماجه: 1/526/1644، مشكاة المصابیح: 1/614/1964، كنز العمّال: 8/534 / 24028 .

5- صحیح ابن حبّان: 3/ 188/97، المعجم الكبیر: 2/244/2022، الفردوس:1/405/1635، كنز العمّال: 16/37/43831؛ المقنعة: 308، دعائم الإسلام: 1/269، بحارالأنوار: 96/342/6 .    

6- فضائل الأشهر الثلاثة: 115/109 .

7- الكافی: 4/66/3، تهذیب الأحكام: 4/192/548، كتاب من لا یحضره الفقیه: 2/99/1841، الإقبال: 1/28 ، المقنعة: 309، دعائم الإسلام: 1 / 269، بحارالأنوار: 96/342/6 . 

8- المراقبات ، ص 103 . 

 

منبع:

ماه خدا، محمدی ری شهری،‌ج 1، ص 82.

Tebyan.net

 

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در جمعه 1387/06/15 ساعت 3:20 | لينک ثابت |

 

بنام آفریننده ی ایران زمین

 

 همیشه برافراشته باش

 

مدال طلا برای ایران

 

قهرمانی هــــــادی ســــاعـــی فرزند برومند ایران را ، به

ایرانیان سراسر گیتی شادباش می گویم

 

جنگجوی ایرانی

همیشه مغرور باش

شاد باش

بله .. کمه !!.. می دونم .. شایستگی ما بیش از اینهاست .. اما فردا هم مال ماست

 

خدا رو چه دیدی ، شاید ، فردامون باشه بهشت

به امید عشقی همیشه بهاری و ایرانی همیشه سر افراز

 

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در شنبه 1387/06/02 ساعت 2:5 | لينک ثابت

 

به نام آفریننده ی هستی .. خداوند حکیم و دانا

 

گاهی شده که ترس از غیر خدا بجای ترس از خداوند بزرگ و توانا ، در جان و دل ما جای خوش کرده !!.. کمتر کسی می تواند خود را منصف دانسته و ادعا کند که هیچ گاه این واقعیت در مورد او روا نبوده !!.. آری .. هر کدام از ما ، کم یا بیش ، طعم تلخ این واقعیت را چشیده ایم ...

 

ترس از غیر خدا

 

این من کمترین نیز بارها و بارها ، دست و پنجه ای با این واقعیت نرم کرده ام و سایه ی سنگین آن را بر بوستان ذهن و جانم حس کرده ام .. شرمنده ی خداوندم هستم که از الطاف نعمات او بهره ها برده و می برم ، و بجای طاعت و ترس از او ، ترس و طاعت غیر او را در دل جاودان می دارم !!.. گاهی لحظه ای تامل در مورد اینکه واقعا چقدر ، مشمول این حقیقت تلخ هستم ، آماری شگفت انگیز بدستم می دهد که جز آزرم و شرمساری برایم نمی ماند .. آری .. چندین برابر .. شاید در تمام عمرم نتوانستم درصد کمی از آن لحظه های بی شماری را که تن به غیرش داده ام را به خداوندگارم تن در دهم .. براستی آیا جایی جز خجلت و شرمندگی می ماند ؟!!...

دقایقی پیش که ناگهان ایده ی نگاشتن پیرامون این موضوع به ذهنم خطور کرد ، چنین تحلیلی را در ذهن ، درباره اش مرور کردم !!.. تحلیلی که البته با توجه به نگاهم به این موضوع صورت گرفته .. و نگاهی که البته با توجه به جنبه هایی از ترس ( از غیر خداوند ) که در جانم راه دارد بدست می آید .. پس شاید هر کس ، با انواعی متفاوت از این ترس ، دست و پنجه نرم کند !!.. با خود گفتم ..."

من می ترسم ، چون ایمانم به خداوند توانا کافی نیست !!..

          من می ترسم ، چون خداوند را توانای مطلق نمی دانم !!..

          من می ترسم ، چون خود را در محضر پروردگار دانا حس نمی کنم !!..

و من می ترسم ، چون آن می کنم که خداوند حکیم ، مرا از انجامش باز داشته !..."

با خود گفتم ..." در نهان کاری می کنم که در آشکار وانمود به زشت بودنش می کنم !!.. و در پنهان آن هستم که در پیدا ، آن نیستم ..."

 

نه .. بگو نه

 

در این تحلیل ذهنی خود ، راه های چاره ای را نیز تصور کردم .. آری .. چاره اینکه باید ، در نهانم چنان باشم که خدای حاضر ، پسندش آید .. و در آشکارم چنین باشم که خدای ناظر ، رضایش باشد ...

شاید ، تمرینی بیشتر ، مرا باید !!!

 

تمرینی بیشتر مرا باید

 

خدا رو چه دیدی ، شاید ، فردامون باشه بهشت

به امید عشقی همیشه بهاری

 

درد دلی مردانه :

در جملات پایانی متن بود که قلمم دیگر ننوشت !!.. تعجب کردم .. خودکاری بود که خوب می نوشت ولی آنگاه که به جمله های جسورانه ام که در مود خود در ذهن داشتم و برای اعترافی سخت در اینجا آماده کرده بودم رسید ، رنگ خود باخت !!.. تا قلمی دگر برای نوشتن در آن تاریکی نیمه شب بیابم ، آنچه در ذهن داشتنم پرگشود و رفت !!..

آیا تصادفی ست ؟!!.. یا شاید خداوندست که حتی با قلم خودم با من صحبت می کند .. آری .. بارها گفته و باز هم می گوید ..

می گوید که " هر آنچه هستی باز آی  .. همانا من پوشاننده ی عیوب و گناهام " !!.. شاید خداوندست که با من می گوید .. می گوید : " همین که در درونت ، خود را شکستی کافی ست .. همین که با غیر در جانت جنگیدی و این ، فهمیدی کافی ست .. همین که در حضور خدایت اعتراف کردی کاقی ست .. و بخاطر بسپار .. که این منم .. که نیست غیر من .. که همانا پوشاننده ی عیوب و گناهانم ........ " 

آری .. این خدای من است .. چگونه این همه ببینم و چشمانم از خوبی های بی شمارش ، تر نگردد ...

نگاشته شده در  دوشنبه ۱۴/۵/۸۷  ساعت ۲:۰۰ بامداد 

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در چهارشنبه 1387/05/16 ساعت 1:28 | لينک ثابت |

 

بنام یگانه هستی بخش هستی

 

امـروز ، ۹ / ۴ / ۸۷ روز مــیــلاد تــن خــودم رو به

خــــودم و جــهان هـستــی تبـــریـک میگم

روز میلاد تن من

براستی که این جهان چنین روزی را فراموش نخواهد کرد چون هرچه شگفت انگیز را پس از آن تجربه نمود !!!!

 

دوستان و همراهان خوبم .. این روزها بسیار بیشتر از هر زمانی نیازمند دعای خیر شما هستم .. آزمونی بزرگ در پیش دارم که جز با یاری خداوند بزرگ ، توان سربلندی در آن را نخواهم داشت !!

 

خدا رو چه دیدی ، شاید ، فردامون باشه بهشت

به امید عشقی همیشه بهاری

 

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در یکشنبه 1387/04/09 ساعت 12:51 | لينک ثابت

 

بنام پروردگار خوبی ها .. خداوند بزرگ و مهربان که فراوان کاستی های بندگانش را به بزرگی و وسعت خود می بخشد .. چگونه از پس قدردانی فراوان الطاف و رحماتت برآیم ، حال آنکه ناتوان از درک قدر وسعت و حکمت گوشه ای از آنها هستم ...

واما ...

خوشبختانه در امروز جامعه ی ایران ، بیشتر جوانان ما ارتباط قلبی نسبتا خوبی با پروردگار دارند .. نگاهی کوتاه همراه با ریزبینی ، در حال جوانان پیرامون مان هم می تواند گواه این گفته باشد .. البته این گفته را من خود می گویم که جوانی هستم از همین جامعه ، و در ارتباط تنگاتنگ با جوانان هم نسل خود که به اقتضای طبع نسبتا صمیمی ام بارها مجال ورود به حریم اعتقادی و فکری دوستانم را تجربه کرده و موفق به درک توجه و تکیه همسالانم به وجودی برتر که همانا خداست شده ام ...

بنظر ، برای ما جوانان ، خداوند همدمی فرای همدمان دیگر است .. او که اول است و آخر .. دانا است و حکیم .. رحمان است و رحیم .. او که خداست .. او که همیشگی ست .. در نداری هایمان او دارایی ماست .. در بی کسی هایمان ، او تنها کس ماست .. در بی پناهی هایمان ، او یگانه پناه ماست .. بنظر این خدا ، خصوصی ترین و محرم ترین همدم ماست ..

اگر از ما بپرسند :" پسرم ، آیا دعا می کنی ؟ "  ..  به لاکی دفاعی فرو می رویم و در پاسخ می گوییم : " پدرم ، خدایی که تو می شناسی برای من غریب است !! " .. احساس می کنیم با این پرسش به خصوصی ترین حریم وجودمان پا گذاشته اند .. حریمی که جای ما است و محرم ترین همدم مان ...

شاید هم حق با ماست .. چون وجود خدا ، فراتر از هر حد و حریمی ست و هر کس به نسبت وسعت قلبی و توانایی و کیفیت ذهنی خود ، با او ارتباط برقرار می کند ..

خدا را چه دیدی !!.. شاید زمزمه ی این جوانان با خدایشان ، مقامی به مراتب بالاتر از آن دعایی دارد که آن پدران به اینان توصیه می کنند !!.. شاید این جوانان نزد خدای بزرگ ، عزیز تر از آن پدران باشند .. شاید این جوانان روش خود را برای نزدیکی با خدایشان دارند .. روشی که فراخور طبع و تفکر اینان است ...

شاید آن پدران ، نمی دانند که رسیدن به خدا ، یک فرآیند تجربی و فردی ست و خداوند دانا و حکیم برای هر بنده ی خود ، مسیری را برای این فرآیند تدارک دیده که هر کس با توجه به مقدار وجودش ، این مسیر را زودتر و یا دیرتر می پیماید .. بله .. براستی کیفیت این رسیدن ، نشان دهنده ی مقدار وجودی ماست .. زیرا این جهان هستی ، تنها با وجود خداست که معنی پیدا می کند و رسیدن به خداوند ، همانا نشان رسیدن به درجه ی اوج کامل و فهم است ...

پس ، شکی نیست که وجود خداوند بسیار وسیع تر و نامحدود تر از فهم و درک بشر است .. و هر کدام از ما ، از این وسعت ، بهره ای به اندازه ی ظرف وجودمان می بریم ..

پس پدرم ، بگذار ، یگانه داور این میدان ، خداوند بزرگ و عادل و حکیم باشد که دانا و توانای مطلق ، همه اوست ...

 

اینم عکس کاغذ چرک نویس این متن

 محرم ترین همدم

خدا رو چه دیدی ، شاید ، فردامون باشه بهشت

پیش ، تا پــایــان ، ای جـاویـدان ایـــــران

 

به امید عشقی همیشه بهاری

 

حرفی مردانه از هادی خالق پناه در شنبه 1387/04/01 ساعت 18:37 | لينک ثابت |
 

Submit Your Site To Over 50 Search Engines TODAY!

Submit Your Site for FREE!

URL

Email

Title

Keywords: